علوم خاک soil-science
پیش به سوی کشاورزی پایدار با نگرش صحیح به خاک

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

تغییرات فعالیت آنزیمی خاك در کاربرد چند ساله کود شیمیایی، کمپوست و ورمی کمپوست غنی شده با کود شیمیایی در مرحله رویشی گیاه ریحان (Ocimum basilicum)

چکیده
    به منظور بررسی تغییرات فعالیت آنزیمی خاك در کاربرد چند ساله کود شیمیایی، کمپوست و ورمیکمپوست غنی شده با کود شیمیایی در مرحله رویشی گیاه دارویی ریحان، تحقیقی با طرح بلوك کامل تصادفی و در قالب طرح اسپلیت پلات، در 3 تکرار در سال 1388 اجراء گردید. فاکتور اصلی در شش سطح کودی شامل، کمپوست غنی شده 20 و 40 تن، ورمیکمپوست غنی شده 20 و 40 تن در هکتار، کود شیمیایی و تیمار شاهد بدون مصرف کود و فاکتور فرعی نیز دوره های کوددهی (دو، سه و چهار سال) در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که کاربرد کمپوست و ورمیکمپوست در کلیه سطوح، باعث افزایش فعالیت آنزیمهای فسفاتاز اسیدی و قلیایی خاك نسبت به تیمار شاهد گردید(P<0/05 ). اما روند افزایش در بین تیمارها مشابه نبود. بیشترین ، میزان فعالیت آنزیم ها در تیمار 40 تن ورمیکمپوست غنی شده با چهار سال مصرف مشاهده شد. در سطوح بالای مصرف کمپوست، روند کاهشی در فعالیت دو آنزیم فسفاتاز اسیدی و قلیایی مشاهده شد.
کلمات کلیدی: کودهای شیمیایی، کودهای آلی ، فسفاتاز قلیایی، فسفاتاز اسیدی

مقدمه
   کشاورزی پایدار بر پایه مصرف کودهای زیستی با هدف کاهش در مصرف کودهای شیمیایی، یک راه حل مطلوب جهت غلبه بر این مشکلات می باشد. این کودهای زیستی با افزایش ماده آلی خاك، باعث بهبود خصوصیات فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی خاك شده، همچنین عناصر غذایی مورد نیاز گیاهان و میکرواورگانیسمها را تامین می نمایند (صالح راستین، 2001 ). مصرف طولانی مدت کودهای شیمیایی میتواتد جامعه میکروبی را تغییر دهد و در جهت کاهش فعالیت میکروبی گام بردارد (چو و همکاران، 2007 ). بعضی مطالعات نشان داده است که کود های شیمیایی، میزان زیتوده کربن، زیتوده نیتروژن و فعالیت میکروبی را در خاك افزایش می دهند (گویال و همکاران، 1992 )، اما مصرف کودهای شیمیایی به مدت طولانی ممکن است تنوع زیستی، عملکرد و فعالیت میکروبی را کاهش دهد. آنزیمهایی که از گیاهان و میکرواورگانیسم ها تولید می شوند قادرند که ترکیبات فسفری آلی را به فسفات تبدیل کنند. این فرآیند توسط فسفاتازها که تقریبا بیشتر به صورت دو آنزیم فسفاتاز اسیدی و قلیایی که در اکثر خاكها وجود دارند، صورت می گیرد (گیانفردا و بلاگ، 1996).
   با توجه به این نکته که در سالهای اخیر مصرف کودهای شیمیایی و آلی افزایش یافته است به نقش آنها بر فعالیت آنزیمی (که از شاخصهای کیفیت خاك محسوب میشوند) کمتر اشاره شده است. حضور ترکیبات آلی در خاك منجر به افزایش ترکیبات استری فسفات و در نتیجه، باعث القای تولید آنزیم فسفاتاز اسیدی و قلیایی که نقش مهمی در چرخه فسفر در خاك دارد، میشود. بنابراین، هدف از این تحقیق، مطالعه اثرات کودهای شیمیایی و تلفیق آنها با کودهای آلی بر میزان فعالیت آنزیمهای فسفاتاز اسیدی و قلیایی در خاك تحت کشت گیاه ریحان در شرایط مزرعه، میباشد.
نتایج و بحث
فسفاتاز قلیایی و اسیدی
   فسفاتاز قلیایی و اسیدی بر حسب میکروگرم پارا- نیتروفنل آزاد شده از یک گرم خاك در مدت یک ساعت خاك بیان میشود. تجزیه واریانس داده ها نشان داد که تیمارهای کودی، سالهای مصرف و اثر متقابل سال و کود در سطح یک درصد بر فعالیت فسفاتاز قلیایی و اسیدی خاك تأثیر معنی داری داشته است بجز اثر سال که بر فسفاتاز اسیدی در سطح 5 درصد معنی دار شد و بر فسفاتاز قلیایی معنی دار نشد. کمترین و بیشترین مقدار فعالیت آنزیمیبرای هر دو آنزیم فسفاتاز اسیدی و قلیایی خاك به ترتیب در تیمار شاهد(3.77 و 6.33) و تیمار  V40F50در چهارسال مصرف کودT3   و (13.79 و 15.81) مشاهده شد.
در تیمارهای کود شیمیایی نیز افزایش مشاهده شد ولی نسبت به بقیه تیمارها چشمگیر نبود و تفاوت معنیداری بین آنها دیده نشد (جدول 3). در مطالعه ای که ون هرجون و همکاران ( 2009 ) انجام دادند به این نتیجه رسیدند که تاثیر کود های آلی بر فعالیت آنزیم دهیدروژناز بیش از کودهای شیمیایی می باشد.
در کلیه تیمار های دریافت کننده کود، مستقل از سطح و دفعات کاربرد، فعالیت آنزیمی فسفاتاز قلیایی و اسیدی نسبت به تیمار شاهد افزایش معنی داری را نشان داد. در میزان فعالیت آنزیمها برای هر دو آنزیم فسفاتاز  اسیدی و قلیایی در مقادیر پایین مصرف کمپوستC20F50 با افزایش دوره کاربرد، روند افزایشی و در مقادیر بالای مصرف کمپوستC40F50  روند کاهشی مشاهده شد. که میزان کاهش برای آنزیم فسفاتاز اسیدی و قلیاییبه ترتیب، ، 28.82 و 36.59 % بود که احتمالاً میتواند بدلیل وجود غلظت بالای فلزات سنگین و آلاینده های دیگر درمقادیر بالای کمپوست زباله شهری باشد که برای میکرواورگانیسم ها و فعالیت آنزیمها ممانعت ایجاد می کنند. ولی در تیمارهای ورمی کمپوست روند متفاوت بود و در کلیه سطوح روند افزایشی مشاهده شد.  پروسی1990 نشان داد که پس از مصرف 75 تن کمپوست زباله شهری در هکتار، فعالیت آنزیم فسفاتاز قلیایی، آریل سولفاتاز، اوره آز و پروتئاز به طور معنیداری افزایش نشان داد. ورمیکمپوست ها دارای آنزیم ها و هورمون های رشد می باشند، بنابراین نسبت به کمپوست های معمولی برترند که می تواند دلیلی بر روند افزایشی در تیمارهای ورمی کمپوست باشد (ریگی، 1382 ). در کل فعالیت آنزیم های فسفاتاز اسیدی و قلیایی در همه تیمارها نسبت به شاهد افزایش معنی داری نشان دادند که میتواند به دلیل افزایش میزان ماده آلی خاك و وجود عناصر تغذیه ای در آن باشد که موجب افزایش فعالیت و جمعیت میکرواورگانیسمها گردیده است (پروسی، 1990 ؛ نبل و همکاران، 2007).
    در آزمایشی که روبرت و همکاران ( 2003 ) روی اثر عناصر فلزی مختلف بر فعالیت فسفاتاز قلیایی و اسیدی انجام دادند چنین بیان داشتند که فلزات سنگین با غیر فعال کردن آنزیمها، میزان فعالیت آنزیمهای خاك را کاهش میدهند که با نتایج این تحقیق مطابقت دارد.
منابع
دوازدهمین کنگره علوم خاك ایران
تبریز، 12 الی 14 شهریور 1390
(بیولوژی و بیوتکنولوژی خاك)
حمید دهقان منشادی 1، محمدعلی بهمنیار 2، سروش سالک گیلانی 3، امیر لکزیان 4، هانی قنبری 5
1-  کارشناس ارشد علوم خاك دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری
2- دانشیار دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری
3- مربی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری
4- دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد
5-  کارشناس ارشد دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری
ریگی، م. 1382 . ارزیابی گلخانه ای تأثیر سه نوع ورمیکمپوست و نیتروژن بر رشد و ترکیب شیمیایی ذرت و برنج. پایان نامه
کارشناس ارشد رشته خاکشناسی. دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز.

Chu, H.Y., Lin, X.G. Takeshi, F. and Morimoto, S. 2007. Soil microbial biomass, dehydrogenase activity
bacterial community structure in response to long-term fertilizer management. Soil Biology and
Biochemistry, 39: 2971–2976.
Eivazi, F. and Tabatabai M. A. 1977. Phosphates in soils. Soil Biology and Biochemistry, 9: 167-172.
Gianfreda, L. and Bollag, J.M. 1996. Influence of soil natural and anthropogenic factors on enzyme
activity in soil. Soil Biochemistry, vol. 9. M. Dekker, New York, pp. 123–193.
Goyal, S., Chander, K. Mundra, M. C. and Kapoor, K. K. 1999. Influence of inorganic fertilizers and
organic amendments on soil organic matter and soil microbial properties under tropical conditions.
Biology and Fertility of Soils, 29: 196–200.
Neble, S., Calvert, V. petil, J. L. and Steven, C. 2007. Dynamics of phosphatase activities in a cork oak
litter (Quercus suber L.) following sewage sludge application. Soil Biology and Biochemistry, 39:
2735–2742.
Olsen, S. R. and Sommers, L. E. 1990. Phosphorus. In: page A. L., Method of Soil Analysis. Part 2. 2nd
Agron Monoger, ASA, Madison, WI. 403-431.
Perucci, P. 1990. Effect of the addition of municipal soild-waste compost on microbial biomass and
enzyme activities in soil. Biology and Fertility of Soils, 10: 221–226.
Robert, J. Kremer, Jianmei, Li . 2003. Developing weed-suppressive soils through improved soil quality
management. Soil and Tillage Research, 72: 193-202.
Saleh Rastin, N. 2001. Biofertilizers and their role in order to reach to sustainable agriculture. A
compilation of papers of necessity for the production of biofertilizers in Iran. 1-54 pp. (In farsi)

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : محسن کوه جانی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان

free counters

فید خوان rss reader

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic